تبليغاتX
hivai sarkaotn

hivai sarkaotn

darsi

زنان و مردان تفاوت ها ، شباهت ها

روان شناسان در مورد بروز تفاوت زن و مرد، هر دو عامل محيط و وراثت را سهيم مي دانند. اما جامعه شناسان با روان شناسان اختلاف نظر فاحشي دارند. آنها معتقدند كه تفاوت هاي زن و مرد معلول تفاوت رفتاري است كه جامعه در مورد آنان پيش مي گيرد و معتقدند كه دو جنس در اساس با هم هيچ تفاوتي ندارند، بلكه اجتماع موجب مي شود كه آنها گرايش هاي متفاوت پيدا كنند و به زمينه هاي مختلف سوق داده شوند. از نظر جامعه شناسان تفاوت زن و مرد در جزييات است نه در كليات. زيست شناسان عقيده دارند كه زن و مرد تفاوت هاي بنيادي دارند، بدين معنا كه تفاوت هاي آنها در درجه اول ارثي است نه محيطي. آنها معتقدند كه هر سلول بدن زن با هر سلول بدن مرد تفاوت دارد.

آنها قبل از آن كه به دنيا بيايند و تحت تأثير نفوذهاي اجتماعي قرار گيرند، كاملاً تمايز پيدا كرده و براي زن يا مرد شدن آماده مي شوند.

 

ويژگي هاي ساخت و عملكرد اعضا و دستگاه هاي بدن دختران و پسران متفاوت است. اين تفاوت طوري است كه پسران را براي زندگي فعال و پرجنب وجوش، و دختران را براي زندگي آرام آماده مي كند. در استعداد تجسم فضايي، تشخيص جهت و هدف گيري، پسرها بهترند. از نظر كلامي دخترها برتري دارند، اما از نظر ادراك كلامي پسرها برترند.

پسرها ارتباط هاي مكانيكي را بهتر درك مي كنند و استعداد رياضي بهتري نسبت به دخترها دارند، اما در كارهاي دستي مخصوصاً كارهايي كه نياز به چالاكي انگشتان دارند دخترها بهترند و چابكي انگشتان زنان به آنها اجازه مي دهد كه ماشين نويس خوبي باشند. يكي از ويژگي هاي جالب زنان اين است كه مي توانند اطلاعاتي را براي مدت كوتاهي در حافظه خود نگه دارند كه با هم هيچ ارتباطي ندارند و به خود آنها نيز مربوط نيست. بر پايه همين توانايي است كه زن ها بهتر مي توانند به منشي گري و كارهاي دفتري اشتغال داشته باشند. دختران از دوران ابتدايي تا دانشگاه آن هم تا سطح ليسانس در مجموع بهتر از پسرها درس مي خوانند و موفقيت هاي بيشتري به دست مي آورند. اما بعد از فراغت تحصيل و به ويژه بعد از دوره ليسانس، معمولاً از رقابت دست برمي دارند و در صورت ازدواج، خود را كاملاً وقف خانواده مي كنند. البته زنان شاغل، نويسنده، وكيل و پزشك هم وجود دارند اما كمتر به جاه طلبي و مقام پرستي روي مي آورند و اين امر به مقدار زيادي از شكوفايي استعدادهاي آنها جلوگيري مي كند. پسمي توان گفت كه علت محدوديت زن ها مسائل عاطفي است نه كمبود استعداد.

+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 13:51  توسط shevao  | 

● روان‌شناسی رنگ‌های مختلف
۱) روان‌شناسی رنگ سیاه
سیاه تمام نورها در طیف رنگ‌ها را جذب می‌کند.
سیاه معمولاً به عنوان نماد ترس یا شیطان مورد استفاده قرار می‌گیرد امّا به عنوان نشانگر قدرت نیز شناخته می‌شود. از رنگ سیاه برای نشان دادن شخصیت‌های خطرناک مثل دراکولا و یا جادوگران استفاده می‌شود.
رنگ سیاه در بسیاری از فرهنگ‌ها برای مراسم سوگواری مورد استفاده قرار می‌گیرد. این رنگ همچنین نشانگر غمگینی، جذابیت جنسی و رسمی بودن است.
در مصر قدیم، رنگ سیاه نشانگر زندگی و تولّد دوباره بود.
رنگ سیاه معمولاً به دلیل لاغر نشان دادن در نمایش‌های مد مورد استفاده قرار می‌گیرد.
۲) روان‌شناسی رنگ سفید
رنگ سفید، نماد معصومیت و پاکی است.
رنگ سفید می‌تواند در انسان احساس فضای بیشتر به وجود آورد.
رنگ سفید معمولاً نشانگر سرما، پاکیزگی و آرامش است. اتاقی که کاملاً به رنگ سفید نقاشی شده باشد ممکن است جادار و بزرگ به نظر آید امَا خالی و سرد است. بیمارستان‌ها و کادر پزشکی از رنگ سفید برای ایجاد حس پاکیزگی استفاده می‌کنند.
۳) روان‌شناسی رنگ قرمز
رنگ قرمز، رنگ گرمی است که برانگیزاننده هیجانات قوی است.
رنگ قرمز، نشانگر عشق، حرارت و صمیمیت است.
رنگ قرمز، به وجود آورنده احساس شور و هیجان است.
رنگ قرمز، تحریک کننده احساس خشم و عصبانیت است.
۴) روان‌شناسی رنگ آبی
آبی، رنگ مورد علاقه بسیاری از مردم و محبوبترین رنگ در بین مردان است.
رنگ آبی، احساس آرامش را به ذهن می‌آورد و معمولاً نشانگر صلح، امنیت و نظم است.
رنگ آبی، می‌تواند احساس غم، درون‌گرایی یا گوشه‌گیری را در بعضی افراد به وجود آورد.
رنگ آبی معمولاً برای دکور دفاتر مورد استفاده قرار می‌گیرد زیرا تحقیقات نشان داده است که افراد در اتاق‌های آبی کارآیی بیشتری دارند.
رنگ آبی با وجودی که از محبوبترین رنگ‌هاست امّا یکی از رنگ‌هایی است که کمترین اشتها را بر می‌انگیزد. در برخی از برنامه‌های کاهش وزن توصیه می‌شود که غذای خود را در بشقاب‌های آبی بکشید. رنگ آبی به ندرت به صورت طبیعی درخوراکی‌ها وجود دارد. همچنین رنگ آبی غذا معمولاً به عنوان نشانه فاسد بودن و یا سمّی بودن آن در نظر گرفته می‌شود.
رنگ آبی می‌تواند باعث کاهش ضربان قلب و حرارت بدن گردد.
۵) روان‌شناسی رنگ سبز
رنگ سبز، رنگ سردی است که نماد طبیعت است.
رنگ سبز، نشانگر آرامش، خوشبختی، سلامتی و حسادت است.
پژوهشگران دریافته‌اند که رنگ سبز می‌تواند باعث افزایش قابلیت خواندن گردد. برخی از دانش‌آموزان و دانشجویان با قراردادن یک برگه شفاف سبز رنگ بر روی صفحه کتاب، می‌توانند مطالب را با سرعت بیشتری از حدّ معمول بخوانند و درک کنند.
رنگ سبز، از دیر باز نماد باروری بوده و در قرن پانزدهم برای لباس عروسی به کار می‌رفته است.
از رنگ سبز در دکوراسیون به دلیل اثر آرام بخشی آن استفاده می‌شود.
رنگ سبز باعث کاهش استرس می‌شود. کسانی که در فضای کاری سبز رنگ کار می‌کنند، کمتر دچار دردهای دستگاه گوارش می‌شوند.
۶) روان‌شناسی رنگ زرد
رنگ زرد، رنگی گرم وشاد است.
رنگ زرد به دلیل مقدار زیاد نوری که منعکس می‌کند، بیشتر از بقیه رنگ‌ها چشم را خسته می‌کند. استفاده از رنگ زرد برای پس زمینه کاغذ یا نمایشگر کامپیوتر می‌تواند باعث چشم درد یا در حالت‌های خاص از دست دادن بینایی گردد.
رنگ زرد می‌تواند احساس رنجیدگی و خشم را به وجود آورد. با وجودی که رنگ زرد به عنوان یک رنگ شاد شناخته می‌شود اما بیشتر مردم در اتاق‌های زرد رنگ، هیجانشان را از دست می‌دهند و بچه ها نیز در اتاق‌های زرد رنگ بیشتر گریه می‌کنند.
رنگ زرد باعث افزایش سوخت و ساز بدن انسان می‌گردد.
چون رنگ زرد، از بقیه رنگ‌ها زودتر دیده می‌شود، بیشتر از بقیه برای جلب توجه مورد استفاده قرار می‌گیرد.
۷) روان‌شناسی رنگ ارغوانی
رنگ ارغوانی نماد وفاداری و ثروت است.
رنگ ارغوانی نشانگر عقل و معنویت است.
رنگ ارغوانی خیلی کم در طبیعت وجود دارد و به همین دلیل ممکن است به عنوان نشانه مصنوعی یا غیر عادی بودن در نظر گرفته شود.
۸) روان‌شناسی رنگ قهوه‌ای
رنگ قهوه‌ای، رنگی طبیعی است که برانگیزاننده حس قدرت و اطمینان‌پذیری است.
رنگ قهوه‌ای همچنین می‌تواند حس غم و انزوا را به وجود آورد.
رنگ قهوه‌ای، حس گرما ، محبت، آسایش و امنیت را به ذهن می‌آورد.
رنگ قهوه‌ای معمولاً بیانگر طبیعی بودن، زمینی بودن و متفاوت بودن است اما گاهی می‌تواند نشانگر پیچییدگی نیز باشد.
۹) روان‌شناسی رنگ نارنجی
رنگ نارنجی، ترکیب زرد و قرمز است و به عنوان یک رنگ انرژی‌زا در نظر گرفته می‌شود.
رنگ نارنجی، احساس هیجان، گرما و شور و شوق را به ذهن می‌آورد.
رنگ نارنجی، معمولاً برای جلب توجه مورد استفاده قرار می‌گیرد.
۱۰) روان‌شناسی رنگ صورتی
رنگ صورتی، در واقع همان رنگ قرمز کم رنگ است و معمولاً نشانگر عشق است.
رنگ صورتی اثر آرام‌بخشی دارد. در ورزشگاه‌ها معمولاً رختکن تیم حریف را به رنگ صورتی نقاشی می‌کنند تا بازیکنان آن‌ها کم انرژی و منفعل شوند.
با وجودی که اثر آرام بخشی رنگ صورتی مشخص شده است ولی پژوهشگران دریافته‌اند که این اثر تنها در خلال مواجهه اولیه به وجود می‌آید. مثلاً هنگامی که از این رنگ در زندان‌ها استفاده شد، زندانیان پس از عادت کردن به آن، حتی نا آرامتر از قبل شدند.
+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 13:48  توسط shevao  | 

با وجودی که اثر رنگ‌ها تا حدودی ذهنی است و در مورد اشخاص مختلف فرق می‌کند امّا برخی از تاثیرات رنگ‌ها دارای معنی یگانه‌ای در سراسر جهان هستند.
















● رنگ چیست؟
در سال ۱۶۶۶، اسحاق نیوتن، دانشمند نامدار انگلیسی، کشف کرد که چنانچه نور خالص سفید از یک منشور عبور داده شود، به رنگ‌های قابل رؤیت تجزیه می‌شود. نیوتن همچنین کشف کرد که هر رنگ از یک طول موج منحصر به فرد تشکیل شده و قابل تجزیه به رنگ‌های دیگر نیست.
آزمایش‌های بعدی نشان داد که با ترکیب نورها می‌توان رنگ‌های مختلف را ایجاد کرد. برای مثال، نور قرمز در ترکیب با نور زرد، رنگ نارنجی را به وجود می‌آورد. رنگی که بر اثر ترکیب دو رنگ دیگر به وجود آید را ترکیبی می‌گویند. بعضی از رنگ‌ها، مثل زرد و ارغوانی، در صورت ترکیب شدن، همدیگر را خنثی می‌کنند و نور سفید می‌سازند. این رنگ‌ها را نیز رنگ‌های مکمّل می‌نامند.
● تاثیرات رنگ‌ها از نظر روان‌شناسی
با وجودی که اثر رنگ‌ها تا حدودی ذهنی است و در مورد اشخاص مختلف فرق می‌کند امّا برخی از تاثیرات رنگ‌ها دارای معنی یگانه‌ای در سراسر جهان هستند. رنگ‌هایی که در طیف رنگ‌ها در ناحیه قرمز قرار دارند به عنوان رنگ‌های گرم شناخته می‌شوند که این دامنه‌اش از احساسات گرم و صمیمانه تا احساس خشم و عصبانیت متغیر است.
رنگ‌هایی که در ناحیه آبی طیف قرار دارند، رنگ‌های سرد نامیده می‌شوند و شامل آبی، ارغوانی و سبز هستند. این رنگ‌ها معمولاً آرامش بخشند امّا گاهی نیز ممکن است احساس غمگینی و بی‌تفاوتی را به ذهن آورند.
● روان‌شناسی رنگ‌ها به عنوان روش درمان
در برخی از فرهنگ‌های قدیمی، از جمله مصری‌ها و چینی‌ها، از رنگ‌ها برای درمان استفاده می‌شده است. این کار که گاهی به آن نور درمانی یا رنگ شناسی نیز گفته می‌شود هنوز هم به عنوان روش درمان جایگزین مورد استفاده قرار می‌گیرد.
● در این روش:
از رنگ قرمز برای تحریک بدن و ذهن و افزایش تمرکز استفاده می‌شود.
از رنگ زرد برای تحریک اعصاب استفاده می‌شود.
از رنگ نارنجی برای بالا بردن سطح انرژی استفاده می‌شود.
از رنگ آبی برای کاهش درد و تسکین بیمار استفاده می‌شود.
از رنگ نیلی برای تسکین ناراحتی‌های پوستی استفاده می‌شود.
اغلب روان‌شناسان به رنگ درمانی به دیده شک و تردید می‌نگرند و می‌گویند که درباره تاثیرات احتمالی رنگ‌ها اغراق شده و رنگ‌ها در فرهنگ‌های مختلف، معانی متفاوتی دارند. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که در بسیاری از موارد، تاثیرات رنگ‌ها در تغییر حالت افراد، تاثیراتی زودگذر و موقتی بوده است. برای مثال، قراردادن افراد در اتاق آبی ممکن است در ابتدا احساس آرامش در آن‌ها به وجود آورد امّا این اثر پس از آن که آن‌ها آرامششان را بازیافتند، به تدریج کاهش خواهد یافت.
+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 13:46  توسط shevao  | 

در گذر زمان، جوامع از سادگي به پيچيدگي سير مي كنند . در اين گذر موضوعات و مباحث بسياري نيز دستخوش تحولات مختلف مي شوند. برخي اهميت بيشتري به دست مي آورند و برخي نيز با نزول مراتب اهميت و اولويت مواجه مي شوند. مقوله ي ارتباطات انساني و يكي از زيرمجموعه هاي آن يعني رسانه هاي گروهي از موضوعاتي هستند كه در جوامع انساني هرروز بر اهميت آن افزوده مي گردد تا جايي كه دوراني از تاريخ بشري را به نام اين موضوع مي خوانند؛ عصر رسانه ها.
گستردگي مقولات مرتبط با حيات بشر در جايگاه يك پديده ي درحال تكامل و تغيّر بسيار بيش از توان محدود انسان است . بدين جهت است كه رويكرد تخصص گرايي راه كاري مطمئن براي كنترل اوضاع است. در رسانه هم كه يكي از زيرمجموعه هاي ارتباطات انساني است، گستردگي موضوعات و مباحث كه هر روز تازه به تازه شده و متحول ، خود شاهدي بر اهميت موضوع است. يكي از موضوعات مطرح در رسانه ها و تعاملات انساني ، موضوع اقوام و ملل است . كشورهاي بسياري از گروه هاي قومي مختلف در جامعه ي خود تشكيل شده اند. نمونه هاي بسياري از اين جوامع و كشورها را مي توان ذكر كرد. مقوله ي بسيار مهم در اين خصوص نوع مواجهه با قوميت ها در يك جامعه مي باشد. در مواجهه با اين پديده بخشي هم در حوزه ي ارتباطات و رسانه هاي گروهي خلاصه مي شود. اقوام مختلف يك جامعه و مناسبات آنها در يك رسانه چگونه بايد باشد؟ اين سوال مي تواند در هرچه مشخص تركردن حدود اين بحث ما را ياري كُـند. اندك تاملي در اين موضوع نشان خواهد داد كه بحث يكي از محوري ترين مباحث مطرح در مديريت اجتماعي- فرهنگي جامعه و بطور مشخص مديريت رسانه اي است. تمركز بحث، رسانه ي فراگير راديو و تلويزيون است . رسانه اي كه لقب ملي بودن آن نشانگر گستره ي نفوذ و حساسيت موضوع است. از عنوان بحث مي توان نتيجه گرفت، تعامل اقوام ضرورت تام دارد براي همگرايي جامعه. به طور مشخص يعني وجود اقوام مختلف و تفاوتهاي آنها مورد پذيرش است و تعامل آنها راهبردي زيربنايي در اداره ي جامعه در رسيدن به همگرايي بيشتر. وجود پاره فرهنگ هاي مختلف در جوامع هم تهديد است و هم فرصت. اينكه كدام وجه از آن در جامعه تقويت شود بستگي دارد به عملكرد نخبگان در مواجهه با اين موضوع؛ يعني وجود قوميت ها هم مي تواند عاملي براي واگرايي باشد و هم عاملي در جهت تقويت بيش از پيش همگرايي. اينك بايد متوجه رسانه و نقش آن در بحث اقوام شد . بخصوص نقش رسانه ي ملي در اين مهم. نكاتي را به شكل قطعه هاي مجزاي يك پازل ارايه خواهم كرد تا با در كنار هم قرار دادن آنها نتيجه ي مورد نظر حاصل شود.
+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 13:42  توسط shevao  | 


http://blogme.com/uploads/i/iran/1052.jpg " محبت همه چیز را شکست می دهد و خود شکست نمیخورد " . تولستوی

http://blogme.com/uploads/i/iran/1046.jpg " باید دنبال شادی ها گشت ولی غمها خودشان ما را پیدا می کنند " . فردریش نیچه

http://blogme.com/uploads/i/iran/1036.jpg ” تکامل و حرکت، مبنا و پیش فرض کل وجود است “ . انگلس
+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 13:41  توسط shevao  | 

Sample Image

مقدمه: یورگن هابرماس اندیشمند معاصر آلمانی و در ردیف جامعه شناسان انتقادی است. این جامعه شناس متاخر منتقد بیشتر در سنت جامعه شناسی مارکسیستی کارکرده است. با این تفاوت که همانند همفکران خود(در موسسه مطالعات اجتماعی فرانکفورت)کسانی چون مارکوزه، آدرنو و ... بیشتر توجه خود را صرف روبنای فرهنگی کرده است.
 کارهای هابرماس همسو با نظریه مارکسیستی است، چراکه مارکس برای تحلیل جامعه سرمایه داری تاکید بیشتر بر زیر بنای اقتصادی که مشخصه آن کار یعنی کنش انسان با طبیعت است دارد ولی هابرماس در تحلیل خود  به کنش ارتباطی یعنی کنش انسان با انسان پرداخته است. مارکس بر کار خلاقه یعنی پراکسی تاکید دارد ولی هابرماس بر کنش ارتباطی و زبان در ساختن کنش ها تاکید دارد.در اين گزارش ما ابتدا شرح مختصر و بسيار درباره زندگي و انديشه هاي هابرماس را بررسي مي كنيم و سپس به اجمال با مقوله " بحران مشروعيت " در نظريات وي بحث را به پايان  رسانده ايم.
1-    زمينه اجتماعي
يورگن هابرماس در سال 1929 در شهر دوسلدورف آلمان  متولد شد.در گومرز باخ بزرگ شد.پدرش ريئس دفتر"صنعت و تجارت " شهر و پدربزرگ وي مدير يك آموزشگاه محلي بود و پدر بزرگش يكي از روحانيان مسيحي زمان خود بود . در ارتباط با زندگي شخصي و خصوصي ، وي ازدواج كرد و داراي 3 فرزند است.  در بيست سالگی آغاز به تحصيل در رشته های فلسفه، روانشناسی و ادبيات آلمانی در دانشگاه های گوتينگن، زوريخ و بن نمود. هابرماس تحصيلات دانشگاهي خود را در سال 1949 در گوتينگن شروع كرد . در ايام دانشجويي به لحاظ " نظري " هنوز در حال و هواي سال هاي دهه ي 1920 به سر مي برد. مطالعات وي او را به ماركس ، هگليون جوان ، هگل ، شلينگ ، فيخته و كانت هدايت نمود.در سال 1954 رساله ي دكتراي خويش را تحت عنوان " مطلق و تاريخ: در بررسي تضاد بين مطلق و تاريخ در انديشه ي شلينگ" به پايان برد و در سال هاي دهه ي 1950 با جديت به مطالعه  ي  آثار لوكاچ به ويژه كتاب تاريخ و آگاهي طبقاتي وي پرداخت.
از سال 1954 با سمت استادی در دانشگاه هايدلبرگ به تدريس فلسفه پرداخت. در سال 1956 در دانشگاه فرانكفورت دستيار تئودور آدرنو شد. از 1961 تا 1964 در دانشگاه هايدلبرگ به تدريس فلسفه پرداخت و نيز از سال 1964 تا 1971 در دانشگاه فرانكفورت جامعه شناسي و فلسفه تدريس كرد.بين سالهای 1971 تا 1982 با سمت رياست انستيتوی ماکس پلانک به کار پژوهشی در زمينه‌ی تأثير دانش و فن بر زندگی اجتماعی مشغول بوددر سال 1981 يكي از بزرگترين آثار خود يعني " نظريه كنش ارتباطي" را در دو جلد منتشر كرد.   از سال 1983 مجددا" به تدريس فلسفه و اين بار در دانشگاه فرانکفورت پرداخت.
روند تكوين شخصيت او بيش تر در متن شرايط سياسي – اجتماعي جامعه  ي آلمان شكل گرفت و همانند ساير روشنفكران آلماني ظهور و سقوط نازيسم را تجربه نمود.
(سید عبدالمجید زواری ) ( نوذري، 1381 : 19- 23)  ( محمد حريري اكبري)
+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 13:40  توسط shevao  |